معنی رستمکلاته سادات
5 بازدید
[ رُ تَ کَ تَ ] (اِخ) دهی از بخش مرکزی شهرستان گرگان. سکنهٔ آن ۱۵۵ تن. آب آن از قنات. صنایع، بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «رستمکلاته سادات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر