معنی رستمون
6 بازدید
[ رُ تَ ] (اِ) انبوهی مردمان و اجتماع آنان در یک جایی. (ناظم الاطباء). اما در جای دیگر دیده نشد.
کلمات همقافیه با «رستمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر