معنی رستخیز خاستن
7 بازدید
[ رَ تَ / رَ تَ ] (مص مرکب) رستخیز برخاستن : ز بیدادگر شاه باید گریز کز او خیزد اندر جهان رستخیز.فردوسی. و گر خیزد اندر جهان رستخیز نبیند کسی پشت من در گریز.فردوسی. و رجوع به رستخیز برخاستن و رستخیز و مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «رستخیز خاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر