معنی رزوح
7 بازدید
[ رُ ] (ع مص) مصدر به معنی رَزاح و رِزاح. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مصادر مزبور شود. افتادن از ماندگی و لاغری و لاغر گردیدن ناقه. (منتهی الارب). مانده شدن شتر از نزاری. (تاج المصادر بیهقی). سخت لاغر شدن ستور و بماندن. (مصادر اللغهٔ زوزنی چ بینش ص ۲۲۳).
کلمات همقافیه با «رزوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر