معنی رزوان
8 بازدید
[ رَزْ ] (ص مرکب، اِ مرکب) باغبان و رزبان. (ناظم الاطباء). ناطور. (یادداشت مؤلف). || (اِخ) کرهٔ ستارهٔ زهره. (ناظم الاطباء). نام جرم فلک زهره. (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رزوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر