معنی رزادیق
6 بازدید
[ رَ ] (ع اِ) جِ رُزْداق. (ناظم الاطباء) (دهار) (از اقرب الموارد). جِ رُزْداق، معرب روستا. روستاها: مرد به شهر آمد و طواف میکرد و در رزادیق و رساتیق میگشت. (سندبادنامه ص ۳۰۴). رجوع به رُزْداق شود.
کلمات همقافیه با «رزادیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر