معنی رزاب

معنی رزاب

9 بازدید
[ رَ ] (اِخ) ده مرکز بخش رزاب شهرستان سنندج. سکنهٔ آن ۵۰۰ تن. آب آنجا از چشمه. محصولات عمدهٔ آن غلات و لبنیات و مختصر توتون. از ادارات دولتی بخشداری، نمایندهٔ دارایی، نمایندهٔ بهداری، پست و تلگراف و پاسگاه انتظامی دارد. بوسیلهٔ تلفن با مریوان و سنندج ارتباط دارد. راه آنجا ماشین رو است. خود بخش که آویهنک نیز نامیده میشود، بعلت اینکه قریهٔ رزاب مرکز آن میباشد بنام رزاب خوانده شده است. حدود بخش: شمال: بخش مریوان. جنوب خاور: بخش کامیاران. خاور: بخش مرکزی سنندج. باختر: دهستان اورامان لهون از بخش پاوه. شمال باختر: حدود قراء ازلی و درکی مرز ایران و عراق. وضع کلی طبیعی: منطقهٔ بخش کوهستانی قسمت جنوب و باختری آن پرشیب و صعب العبور. شعب رودخانهٔ سیروان بنامهای مختلف در این بخش جریان دارد. و هوای نواحی کوهستانی سردسیر و سالم و هوای نواحی رودخانه پرپشه و ناسالم است. این بخش از سه دهستان بشرح زیر تشکیل شده: ۱- اورامان تخت ۴۷ آبادی ۱۴۵۰۰ تن جمعیت. ۲- ژاوه رود ۳۹ آبادی ۲۰۰۰۰ تن جمعیت. ۳- کلاترزان ۴۹ آبادی ۹۵۰۰ تن جمعیت. جمع: ۱۳۵ آبادی ۴۴۰۰۰ تن جمعیت. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «رزاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید