معنی ردشده
6 بازدید
[ رَ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) رانده شده. (یادداشت مؤلف). مطرود. دورگردیده شده. دورداشته شده : بر محک رغبتم بیش مزن بهر آنک رده شدهٔ عالمم قلب همه دستها.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ردشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر