معنی رخیص
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص) ارزان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات) (فرهنگ سروری) (دهار). کم بها. ارزان، مقابل گران. (یادداشت مؤلف): نحاس و صفر مس و روی آنک است سرب حلی است زیور و غالی گران رخیص ارزان. ابونصر فراهی (نصاب الصبیان). || نرم و نازک از جامه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). || گیاه نرم و نازک. (از اقرب الموارد). || مرگ زودکش. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (آنندراج). مرگ سریع. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رخیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر