معنی رخیدن
8 بازدید
[ رَ دَ ] (مص) نفس کشیدن و نفس زدن بواسطهٔ برداشتن و کشیدن بار گران و یا مشقت دیگر. (ناظم الاطباء) (برهان) (فرهنگ جهانگیری). به معنی نفس زدن باشد برای حمل بار گران. (غیاث اللغات) (از آنندراج). نفس تند زدن از دویدن و بار داشتن. (از فرهنگ رشیدی) (غیاث اللغات) (از شعوری ج ۲ ص ۱۲): اَنْح، اُنوح؛ رخیدن و دم برآوردن از مرض دمه و تاسه و جز آن. طَحیر؛ رخیدن. سخت دم زدن. نَحْم، نَحیم، نَحَمان؛ رخیدن. (منتهی الارب). و رجوع به رخنده شود.
کلمات همقافیه با «رخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر