معنی رخگشاده
6 بازدید
[ رُ گُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) روی گشاده. بی حجاب. || بمجاز، بشاش. متبسم. خندان. مقابل عبوس : در عطا رخ گشاده شو چو سحر که بود چون عطیهٔ دیگر.مکتبی.
کلمات همقافیه با «رخگشاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر