معنی رخنه رسیدن
5 بازدید
[ رَ نَ / نِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) شکاف یافتن. رخنه پیدا شدن. شکست برداشتن. شکستن. ترک برداشتن. || فساد یافتن. تباهی گرفتن. نااستواری یافتن. تزلزل گرفتن : صدر عالی است کعبهٔ خرد است رخنه در کعبهٔ خرد مرساد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «رخنه رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر