معنی رخصه یافتن
7 بازدید
[ رُ صَ / صِ تَ ] (مص مرکب) رخصت یافتن. اجازت یافتن. اجازه پیدا کردن : وگر رخصه یابد ز تو هست ممکن که خورشید رجعت کند هم به خاور. خاقانی. و رجوع به رخصت یافتن شود.
کلمات همقافیه با «رخصه یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر