معنی رخشانیدن
6 بازدید
[ رَ / رُ دَ ] (مص) رخشاندن. درخشانیدن. تاباندن. تابانیدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به رخشان و رخشاندن شود.
کلمات همقافیه با «رخشانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر