معنی رخشاندن
7 بازدید
[ رَ / رُ دَ ] (مص) رخشانیدن. تابانیدن. درخشانیدن. (یادداشت مؤلف). و رجوع به رخشان و رخشانیدن و رخشیدن شود.
کلمات همقافیه با «رخشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر