معنی رخسپر
7 بازدید
[ رُ سِ پَ ] (ص مرکب) که روی خود سپر سازد. که رخ چون سپر دارد: مرد آن باشد که پیش تیغ تو چون آینه جمله رخ سپر گردد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «رخسپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر