معنی رخت برآراستن
7 بازدید
[ رَ بَ تَ ] (مص مرکب) ساز کردن همه نوع وسایل. آماده ساختن اسباب و آلات : ز پیروز خسرو برآشفت سخت سپهبد برآراست هر گونه رخت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رخت برآراستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر