معنی رخت‌کن

معنی رخت‌کن

7 بازدید
[ رَ کَ ] (نف مرکب) کننده و بیرون آرندهٔ جامه. که لباس خود را درمی آورد. درآرندهٔ جامه. بیرون کنندهٔ جامه از تن. آنکه جامهٔ خود را از تن می کند و برمی آورد. || (اِ مرکب) آنجای از گرمابه که در آن لباس می کنند. (ناظم الاطباء). سربنهٔ حمام. جامه کن حمام. محوطه ای در خارج حمام برای نهادن جامه ها. بنه. بینه. مسلخ. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «رخت‌کن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید