معنی رخامة
12 بازدید
[ رَ مَ ] (ع مص) نرم و سهل گردیدن کلام. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از منتهی الارب). نرم و باریک شدن آواز. (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (مصادر اللغة زوزنی). || نرم و آسان گوی شدن کسی. (ناظم الاطباء). نرم و آسان گوی شدن جاریه. (آنندراج) (منتهی الارب).[ رُ مَ ] (ع اِ) یک نوع گیاهی. (ناظم الاطباء). گیاهی است. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || قطعه ای از رخام. (از المنجد). || یک نوع صفحه ای که در روی آن ساعات ظهر را مشخص کرده اند و دایرهٔ هندی گویند. (ناظم الاطباء). نام آلتی از آلات ساعات. (مفاتیح العلوم).[ رِ مَ ] (ع اِ) سنگ وزین و سنگین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رخامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر