معنی رحم پرداختن
7 بازدید
[ رَ حِ پَ تَ ] (مص مرکب) رحم خالی کردن. از رحم بیرون آمدن. به مجاز، به دنیا آمدن و متولد شدن : زادگان چون رحم بپردازند سفر مرگ خویش را سازند.سنایی.
کلمات همقافیه با «رحم پرداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر