معنی رحمت‌آباد

معنی رحمت‌آباد

5 بازدید
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم. سکنهٔ آن ۱۷۰ تن. آب آن از قره چای. محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از بخش زرند شهرستان ساوه. سکنهٔ آن ۶۴۸ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و چغندر قند و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کوه پنج بخش مرکزی شهرستان سیرجان. سکنهٔ آن ۵۸ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای چهارگانهٔ بخش رودبار شهرستان رشت در خاور سفیدرود. محصول عمدهٔ آن غلات و زیتون و ذغال چوب. آبادی آن ۵۳ تا. جمعیت دهستان در حدود ۱۸ هزار تن. مرکز دهستان قریهٔ تنکابن و قراء مهم آن کلشتر، نصفی و شیرکوه می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان خدابنده لو بخش قیدار شهرستان زنجان. سکنهٔ آن ۱۲۶ تن. آب آن از رودخانهٔ خررود. محصول عمدهٔ آن غلات. صنایع دستی آنجا قالیچه و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان. سکنهٔ آن ۳۵۰ تن. آب آن از رودخانه. محصول عمدهٔ آن غلات و توتون و سیگار و لبنیات، بویژه پنیر. صنایع دستی آنجا نجاری و آهنگری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان بخش ابهررود شهرستان زنجان. سکنهٔ آن ۵۴۰ تن. آب آن از قنات و رودخانه. محصول عمدهٔ آن غلات و انگور و صیفی. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان. سکنهٔ آن ۳۳۰ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات دیمی و صیفی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان سلگی شهرستان نهاوند. سکنهٔ آن ۸۰ تن. آب آن از چشمه. محصول عمدهٔ آن غلات و توتون و حبوب و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار. سکنهٔ آن ۲۱۰ تن. آب آن از چشمه. محصول عمدهٔ آن لبنیات و غلات. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان عربستان بخش مرکزی شهرستان گلپایگان. سکنهٔ آن ۱۵۱۴ تن. محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات. آب آن از چشمه و قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان یوسف وند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن. آب آن از رودخانهٔ کهمان. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان بالا گریوهٔ بخش ملاوی شهرستان خرم آباد. سکنهٔ آن ۵۲۰ تن. آب آن از چشمهٔ قلعه نصیر. محصول عمدهٔ آن غلات و ذرت و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۵۸۰ تن. آب آن از رودک. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و چغندر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کمین بخش زرقان شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۱۴۵ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و چغندر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان چنار بخش مرکزی شهرستان آباده. سکنهٔ آن ۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان توابع ارسنجان بخش زرقان شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۶۵ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و چغندر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فسا. سکنهٔ آن ۹۰ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و سبزی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان خسویهٔ بخش داراب شهرستان فسا. سکنهٔ آن ۱۲۲ تن. آب آن از رودخانهٔ محلی. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و خرما و تنباکو. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ باختری شهرستان رفسنجان. سکنهٔ آن ۸۰۰ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و لبنیات و پسته و پنبه و صیفی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم. سکنهٔ آن ۶۹۱ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و خرما و مرکبات و برنج می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کشکوئیهٔ شهرستان رفسنجان. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و پسته و پنبه و صیفی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان ارزوئیهٔ بخش بافت شهرستان سیرجان. سکنهٔ آن ۱۲۸ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات و خرما است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت. سکنهٔ آن ۴۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان. سکنهٔ آن ۲۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان سبزواران شهرستان جیرفت. سکنهٔ آن ۱۹ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان نوق شهرستان رفسنجان. سکنهٔ آن ۱۶ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان سیریز بخش زرند شهرستان کرمان. سکنهٔ آن ۱۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان بخش شهداد شهرستان کرمان. سکنهٔ آن ۴ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان خنامان شهرستان رفسنجان. سکنهٔ آن ۲ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیهٔ شهرستان جیرفت. سکنهٔ آن ۱۲ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی کوچک از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس. سکنهٔ آن ۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از بخش حومهٔ شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۱۵۷۰ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات. راه آن ماشین رو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان هرات بخش شهربابک شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۱۴۲ تن. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی کوچک از دهستان برخوار بخش حومهٔ شهرستان اصفهان. سکنهٔ آن ۴۴ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ رَ مَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه کرمان به چاه ملک، میان برج اکرم السلطنه و چاه ملک، واقع در ۲۹۷هزارگزی کرمان. (یادداشت مؤلف).
[ رَ مَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه نطنز به مورچه خورت، میان بادی آباد و رباط، در ۱۹۲۰۰گزی نطنز. (یادداشت مؤلف).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان حکم آباد بخش صفی آباد شهرستان سبزوار. سکنهٔ آن ۳۰۳ تن. محصول آن غلات و پنبه و زیره است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات و پنبه و زیره و کنجد است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی کوچک از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۳۴ تن. آب آن از قنات. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۳۸۶ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی کوچک از دهستان خانکوک بخش حومهٔ شهرستان فردوس. سکنهٔ آن ۳۰ تن. محصول آن غلات و میوه و زیره و زعفران و پنبه و ابریشم. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ رَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان خانکوک بخش حومهٔ شهرستان فردوس. سکنهٔ آن ۵۴ تن. آب آن از قنات و شور است و قابل آشامیدن نیست. محصول آن غلات و پنبه و ارزن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «رحمت‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید