معنی رجیل

معنی رجیل

6 بازدید
[ رَ ] (ع ص) مرد سخت قوی که در اندوه از جای نرود یا بزودی در دفع آن بکوشد. (آنندراج) (منتهی الارب). || مرد پیاده: رَجُل رجیل. ج، رَجَلَة، رُجْلان، اَرْجِلَة. جج، اراجیل. (ناظم الاطباء). مرد پیادهٔ بسیاررو، رَجْلی ََ و رُجالی ََ مثله. (آنندراج). مرد پیادهٔ بسیاررو. مرد پیاده. ج، ارجلة، اراجل، اراجیل. مرد بسیار راه رونده. ج، رَجْلی ََ، رُجالی ََ، رَجالی ََ. (از اقرب الموارد). || رجل رجیل؛ ای صلب. (اقرب الموارد). مرد باقدرت در حرکت. (ناظم الاطباء). || اسب که پای آن سوده نشود. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). اسب که بنساید. (مهذب الاسماء). || فرس رجیل؛ اسب رام سواری یافته که عرق نیارد. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کلام رجیل؛ سخنی بدیهه. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (منتهی الارب). سخنی بالبداهه. (از اقرب الموارد). || مرد نمام و سخن چین. ج، رَجْلی ََ، رُجالی ََ. (ناظم الاطباء). || مکان رجیل؛ جای دور از دو راه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ رُ جَ ] (ع اِ مصغر) مصغر رَجُل. (منتهی الارب). مصغر رجل. مردک و مرد کوچک. (ناظم الاطباء). || فلان رجیل وحده؛ فلان مستبد برأی است و با مردم آمیزش نمی کند و با کسی کنکاش نمی کند. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «رجیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید