معنی رجیف
6 بازدید
[ رَ ] (ع مص) مصدر به معنی رَجْف. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). لرزیدن. (تاج المصادر بیهقی). سخت جنبیدن. || جنبیدن و به لرزه درآمدن زمین. || به جنگ درپیوستن یا مستعد جنگ شدن قوم. || به غرش و بانگ درآمدن تندر و ابر. (آنندراج). و رجوع به رجف و رجفان در همهٔ معانی شود.
کلمات همقافیه با «رجیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر