معنی رجلالطائر
6 بازدید
[ رِ لُطْ طا ءِ ] (ع اِ مرکب) آهن داغ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). آهنی است که بدان داغ کنند. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || داغ با آهن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رجلالطائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر