معنی رجف کردن
9 بازدید
[ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) جنبیدن. لرزیدن: رجف کردن زمین؛ جنبیدن زمین. لرزیدن زمین. بلرزه درآمدن آن : رجف کرد اندر هلاک هر دعی فهم کرد از حق که یا ارضی ابلعی.مولوی.
کلمات همقافیه با «رجف کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر