معنی رجعت فرمودن
8 بازدید
[ رِ عَ فَ دَ ] (مص مرکب) بازگشتن. برگشتن. مراجعت کردن. رجعت کردن. || بازگشتن بسوی زن مطلقهٔ خود: لیک با ام الخبائث چون طلاقش واقع است خسروش رجعت نفرماید به فتوای جفا. خاقانی.
کلمات همقافیه با «رجعت فرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر