معنی رجراج
6 بازدید
[ رَ ] (ع ص) جنبان و لرزان از هر چیزی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). لرزان. (دهار): ردف رجراج؛ سرین لرزان هنگام راه رفتن. (از اقرب الموارد). || (اِ) پالوده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). فالوده. فالودج. (یادداشت مرحوم دهخدا). || داروییست. (از اقرب الموارد). || در اصطلاح کیمیاگران، سیماب. لجلاج. جیوه. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به سیماب شود. || مردم فرومایه. (دهار). فرومایگان که عقل ندارند. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «رجراج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر