معنی رثة
8 بازدید
[ رِثْ ثَ ] (ع ص، اِ) ردی و بلایه از متاع خانه. ج، رِثَث. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زن گول و فرومایه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زن گول و نادان. (از اقرب الموارد). || ضعیف از مردم. (ناظم الاطباء). مردم ضعیف و پست. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ رِ ثَ ] (ع مص) رِثَت. میراث گرفتن. (منتهی الارب). میراث یافتن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). وراثت. ارث. (ناظم الاطباء).[ رَثْ ثَ ] (ع ص) رَثّ. کهنه. ج، رِثاث. (یادداشت مرحوم دهخدا) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر