معنی رثایة
5 بازدید
[ رِ یَ ] (ع مص) مصدر بمعانی رثی. (منتهی الارب). گریه کردن بر مرده و شمردن محاسن وی. (از اقرب الموارد). گریستن برای میت و ستایش نمودن آن. (آنندراج). رثاء. (ناظم الاطباء). رجوع به رثاء شود. || بنظم آوردن ستایش مرده را. (آنندراج). نظم کردن شعری دربارهٔ مرده. (از اقرب الموارد). || یاد گرفتن حدیث را از کسی. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سخن از کسی یاد گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). || بیاد آوردن و رحم کردن و مهربانی نمودن بر کسی. (آنندراج) (منتهی الارب). رحم کردن و مهربانی کردن بر کسی. (از ناظم الاطباء).[ رَثْ ثا یَ ] (ع ص) رثائة. علی الاصل بمعنی رَثّائة. (منتهی الارب). رجوع به رَثّائة شود.
کلمات همقافیه با «رثایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر