معنی رتق و فتق
7 بازدید
[ رَ قُ فَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) بستن و گشادن. (از صراح اللغة) (از بحر الجواهر) (غیاث اللغات) (آنندراج). بند و گشاد. بند و گشای. برآی و درآی. بست و گشاد. درایی و دوزایی. بگیر و ببند. بستن و باز کردن. درانه و دوزانه. (یادداشت مرحوم دهخدا). بند و بست کارها. تمشیت کارها. (ناظم الاطباء). - رتق و فتق امور؛ حل و عقد کارها. اداره کردن امور.
کلمات همقافیه با «رتق و فتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر