معنی رتت
25 بازدید
[ رَ تَ ] (ع مص) رتوت. کندزبان گردیدن. (ناظم الاطباء). و رجوع به رتوت شود. به این ضبط و معنی در جای دیگر دیده نشد، در فرهنگها رُتَّت به این معنی است، شاید مبدل همان باشد(؟).
کلمات همقافیه با «رتت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تت» برای سرودن شعر