معنی رتاق
6 بازدید
[ رِ ] (ع اِ) دو جامهٔ کرانها بر هم بسته. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دو جامه که کناره های آنها بهم بندند. (از المنجد) (از اقرب الموارد). شاعر گوید: جاریه بیضاء فی رتاق. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رتاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر