معنی ربیعی بوشنجی

معنی ربیعی بوشنجی

7 بازدید
[ رَ عیِ شَ ] (اِخ) صدرالدین. خطیب و شاعر، مداح فخرالدین کرت سلطان هرات از آل کرت، کمتر از دیگر شعرا شهرت دارد لیکن یادداشتی مفصل در کتاب کمیاب و گرانقیمت «مجمل فصیحی خوافی» در ذیل وقایع سال ۷۰۲ هـ . ق. دربارهٔ آن شاعر آمده که هم در آن سال بقتل رسیده است. گویند ربیعی بسیار باده نوش بوده و حال آنکه ممدوح او فخرالدین کرت بنوشیدن بنگ خاطر مشغول میداشته، و در این دو رباعی که به او منسوب است اشاره بهمین معنی کرده است: هرگه که من از سبزه طربناک شوم شایستهٔ سبزخنگ افلاک شوم با سبزخطان سبز خورم بر سبزه زآن پیش که همچو سبزه در خاک شوم. میخواره اگر غنی بود غور شود وز عربده اش جهان پر از شور شود در حقهٔ لعل از آن زمرد ریزم تا دیدهٔ افعی غمم کور شود. باری چون ربیعی را بزندان افکندند وی مثنویی بنظم آورد موسوم به کارنامه و بعضی اشعار دیگر گفت تا شاید بوسیلهٔ آن شفقت سلطان را بسوی خود معطوف سازد لکن حاصلی نبخشید. اینک چند بیت برای نمونه از آن مثنوی: شاه جهان خسرو روی زمین وارث جمشید، ملک فخر دین داشت یکی بند گران ساخته زآهن و فولاد بپرداخته کرد مرا بسته بدان بند پای سر مکش از خواهش کیهان خدای آن دگران را همه آزاد کرد چرخ فلک بین که چه بیداد کرد من شده پس بستهٔ بند گران راست چو کاوس بمازندران بار غمی بر دل و بر پای بند با همه غم همنفسم تا بچند جان من از صحبتشان در غریو بلعجبی چند نه مردم نه دیو دیو یکی مسخره در گردشان خرس یکی لت خوره شاگردشان عادتشان بستن و آویختن خصلتشان کشتن و خون ریختن ده تن ازین قوم نگهبان من وای برین حال پریشان من در قصیده ای دیگر که باز در محبس ساخته شاعر مدعی است که سی ویک سال دارد و هفده سال آنرا در خدمت سلطان و چهارده سال آنرا در مجاورت بیت الحرام بسر آورده: سی و یک رفت ز عمرم غرض از حرمت تان هفده در خدمت تو چارده در بیت حرم. و نیز منظومهٔ دیگری بنام «کرت نامه» در زندان سروده ولی تمام عرض حال وی ناشنیده ماند و شاعر سیه روز در زندان هیچکس ندانست که چگونه مرده است. (از تاریخ ادبی ایران ادوارد براون ج ۳ ص ۱۶۴). و رجوع به ص ۱۹۳ و ۱۸۴ و ۴۸۳ همان کتاب و نیز حبیب السیر جزء ۲ از ج ۳ ص ۳۷۶ و ۳۷۷ و ۳۷۸ و ۳۷۱ و ۳۶۷ و تاریخ مغول ص ۳۶۷ و ۳۷۷ و سبک شناسی ج ۳ ص ۳۶۹ و ۲۱۳ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ربیعی بوشنجی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید