معنی ربیعی
6 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) منسوب به ربیع. بهاری : پالودهٔ راوق ربیعی خاک قدم تو از مطیعی.نظامی. - قصیدهٔ ربیعی؛ قصیده ای که در آن وصف بهار کنند. بهاریه.
کلمات همقافیه با «ربیعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر