معنی ربیع‌بن یونس

معنی ربیع‌بن یونس

7 بازدید
[ رَ عِ نِ نُ ] (اِخ) ابن محمدبن ابی فروة کیسان، معروف به ابن ابی فروة و مکنی به ابوالفضل. از موالی بنی عباس و از وزیران دوراندیش بود. منصور خلیفهٔ عباسی ابتدا او را به حاجبی و سپس به وزارت برگزید. وی با شکوه و ابهت کامل به حل و فصل امور میپرداخت. محل قطیعةالربیع در بغداد بدو منسوب است. تولد او بسال ۱۱۱ هـ .ق. و مرگ وی بسال ۱۶۹ بود. (از اعلام زرکلی). حاجب منصور خلیفهٔ عباسی و پدر فضل است. (یادداشت مرحوم دهخدا): هزار فصل ربیعش جنیبه دار جمال هزار فضل {aربیعش a} خریطه دار سخا.خاقانی. چون فضل {aربیعی a} نه که چون فصل ربیعی کز جود طبیعی همه لطفی و نمایی.خاقانی. و رجوع به فهرست عیون الانباء و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۳۳ و ۳۳۶ و ۳۴۲ و البیان و التبیین فهرست ج ۲ و ۳ و عقدالفرید فهرست ج ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ و فهرست الوزراء و الکُتّاب و عیون الاخبار فهرست ج ۱ و ۲ و دستورالوزراء ص ۲۸ و تجارب الامم ص ۱۱۸ و ۱۲۰ و کتاب التاج جاحظ ص ۱۴۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ربیع‌بن یونس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید