معنی ربودهعقل
4 بازدید
[ رُ دَ / دِ عَ ] (ص مرکب) گول خورده. (ناظم الاطباء). مسلوب. سلیب. (منتهی الارب). آنکه عقل از وی رفته باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ربودهعقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر