معنی ربضة
5 بازدید
[ رِ ضَ ] (ع اِ) کشتنگاه هر قوم که کشته شده باشند در یک جا. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || تن و شخص. (منتهی الارب) (آنندراج). تن و جثه. (ناظم الاطباء). || جماعت مردم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جماعتی از مردم یا گوسپند. (از اقرب الموارد). || نوعی از نشست گوسپند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ رُ ضَ ] (ع اِ) پاره ای از اشکنه. || (ص) مرد اشکنه ساز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ رَ بَ ضَ ] (ع اِ) رِبْضة. مقتل قوم یعنی کشتنگاه آنها در یک جای. || تن و جثه. (ناظم الاطباء).[ رُ بَ ضَ ] (ع ص) مرد اشکنه ساز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مجروح و مقتول. || به روی خوابیده. (ناظم الاطباء).[ رِ ضَ ] (ع مص) مصدر است به معانی ربض و رُبوض. (از المنجد).[ رَ ضَ ] (ع مص) ربض. رُبوض. (ناظم الاطباء). رجوع به رُبوض شود.
کلمات همقافیه با «ربضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر