معنی رباخوار
6 بازدید
[ رِ خوا / خا ] (نف مرکب) سودخوار. پاره خور. (یادداشت مرحوم دهخدا). فزونی خوار. زیادتی خوار. خورندهٔ سود مرابحه. پول رباخوار. (ناظم الاطباء). کسی که در دادوستد ربا میگیرد. (ناظم الاطباء): رباخواری از نردبانی فتاد شنیدم که هم درنفس جان بداد.سعدی. و رجوع به ربا و رباخواره شود.
کلمات همقافیه با «رباخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر