معنی رای گزیدن
6 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) رأی گزیدن. اراده کردن. انتخاب عقیده و نظر کردن. ترجیح دادن : که ما را سوی پارس باید کشید نباید بدین هیچ رایی گزید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رای گزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر