معنی رای فتادن
3 بازدید
[ فِ / فُ دَ ] (مص مرکب ل) رای افتادن. رای کردن. عطف توجه کردن. علاقه مند شدن بکسی. نظر بکسی کردن. منظور نظر افتادن : شهان پیشین فر همای بردندی زبهر فال به هر کس که شان فتادی رای. فرخی. رجوع به رای اوفتادن شود.
کلمات همقافیه با «رای فتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر