معنی رای دادن
7 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) اظهار عقیده و رای کردن. (فرهنگ غفاری). رأی دادن. رجوع به رأی دادن شود. || حکم کردن. (ناظم الاطباء). قضا کردن. فتوی دادن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رای دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر