معنی رایمة
6 بازدید
[ یِ مَ ] (ع ص، اِ) رائمة. مؤنث رایم. شترمادهٔ مهربان بر بچه و بر پوست آکنده از کاه بچه. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و رجوع به رایم شود. || گوسپندی که می لیسد لباس عابرین را. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رایمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر