معنی رایضی
7 بازدید
[ یِ ] (حامص) عمل رایض. رایض بودن. تربیت کره اسب و جز آن : لیک اگر آن قوت بر وی عارضی است پس نصیحت کردن او را رایضی است. مولوی. || (ص نسبی) منسوب است به ریاضةالخیل (اسب داری) و تربیت آن. (از اللباب فی تهذیب الانساب).[ یِ ] (اِخ) حماد الرایض. از اهل بصره بود و از حسن و ابن سیرین روایت کرد و بشربن حکم از وی روایت دارد. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «رایضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر