معنی رایاندن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) رهنمائی نمودن به بیرون. هدایت کردن. (ناظم الاطباء). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.
کلمات همقافیه با «رایاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر