معنی راونیری
6 بازدید
[ وَ ] (اِخ) عمربن عبداللََّه بن احمدبن محمدبن عبداللََّه خطیب ارغیانی، مکنی به ابوالعباس راونیری برادر امام ابونصر ارغیانی که بزرگتر از وی بود. عمر فقیه و دانشمند و پاکدامن و خوش سیرت و نیکوکار بود. او به نیشابور رفت و از امام ابوالمعالی جوینی فقه آموخت و دیری در آنجا اقامت گزید وسپس بوطن برگشت و از استاد ابوالقاسم قشیری و ابوالحسن علی بن احمد واحدی و ابوحامد احمدبن حسن ازهری و ابونصر احمدبن محمدبن محمدبن مسیب ارغیانی و ابوالقاسم مطهربن محمد بحیری و ابوبکر محمدبن قاسم صفار حدیث شنید. ابوسعد و ابوالقاسم دمشقی از وی روایت دارند. وی بسال ۵۳۴ هـ . ق. در نیشابور درگذشت. (از معجم البلدان).[ وَ ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن احمدبن محمدبن عبداللََّه ارغیانی راونیری، فقیه نامی شافعی و مفتی نیشابور و امام مسجد عقیل بود. از ابوالحسین واحدی و احمدبن خلف و دیگران روایت دارد. وی بسال ۵۲۸ هـ . ق. درگذشته است. (از لباب الانساب ج ۳).
کلمات همقافیه با «راونیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر