معنی راه گم کردن
8 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) گمراه شدن. از راه بدر شدن. از راه بیکسو افتادن. به بیراهه افتادن : چون کسی کو گم کند در خانهٔ تاریک راه طفل اشک امشب بچشمم تاسحر گردیده است. مخلص کاشی (از بهار عجم). طامع نکند مصلحت خویش فراموش لقمه به مثل گم نکند راه دهن را. ملک الشعراء بهار.
کلمات همقافیه با «راه گم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر