معنی واژه راه نهادن
0 بازدید
[ نَ / نِ دَ ] (مص مرکب) حرکت کردن. روی کردن و روی آوردن. عزیمت نمودن. عازم شدن. سفر کردن. براه افتادن : سپهبد گو پیلتن با سپاه سوی چین و ماچین نهادند راه.فردوسی. - چشم و گوش به راه نهادن؛ انتظار کشیدن. آمدن مسافری را منتظر شدن : نهاده مردم غزنین دو چشم و گوش به راه ز بهر دیدن آن چهرهٔ چو گل ببهار. بوحنیفه اسکافی (از تاریخ بیهقی).