معنی راه برگشودن
6 بازدید
[ بَ گُ دَ ] (مص مرکب) راه گشودن. کوچه دادن. مقابل راه بستن. گفتن که درآید. گشادن طریق تا وارد شود. بار دادن که درآید: فرستاده آمد بنزدیک شاه بفرمود تا برگشودند راه.فردوسی.
کلمات همقافیه با «راه برگشودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر