معنی راهگرای
7 بازدید
[ گِ ] (نف مرکب) راه گراینده. راهگذار. راهرو. (ارمغان آصفی). راهسنج. (بهار عجم). مسافر و سیاح. (ناظم الاطباء). که بسفر گراید. که بسفر گرایش داشته باشد. که به سیر و سیاحت بگراید. و رجوع به راهگرا شود.
کلمات همقافیه با «راهگرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر