معنی راهدان
11 بازدید
(نف مرکب) راه داننده. رهدان. آنکه بر حقیقت راه وقوف دارد. (بهار عجم) (آنندراج). دانندهٔ راه. (از شعوری ج ۲ ورق ۱۴): همو راهدان هم فرس راهوار زهی شاه مرکب زهی شهسوار. نظامی (از بهار عجم). || هادی و دلیل. راهنمای راه. (ناظم الاطباء): بر تخت بنشست و راهدانان را بخواند گفت از اینجا راه بکجا کشد؟ گفتند: بکشمیر. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ نفیسی). || که بر راه و رسم آگاه باشد. که آشنا به آداب و راه و رسم باشد. که راه وصول بچیزی را بلد باشد.
کلمات همقافیه با «راهدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر